مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها
شاعر : جودی خراسانی
نوع شعر : مدح
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
قالب شعر : غزل
ستم ندیده کسی در جهـان، مقـابل زینب نسوخت هیچ دلی در جهان، چنان دل زینب
نگشت شاد، دلـش از غـم زمانه، زمانی ز آب غـم بـسرشـتـند، گـوئـیا گِـل زینب
فغان و آه از آن دم! که خصم دون به لب شط بُرید سـر ز قـفـای حـسین مـقـابل زینب
فتاده دید چو در خاک، سرو قامت اکبر قرار و صبر و تحمّل، برون شد از دل زینب
میان لـشگـر اعــدا بـه راه شـام نـبـودی به غیر معجر نیلی، به چهره، حایل زینب
نه آب بود و نه نانی، نه شمعی و نه چراغی چو گشت کنج خرابه مقام و منزل زینب
چگونه شرح غمش را رقم کند، ید «جودی»؟ که جز خدا نه کس آگه، ز درد و مشکل زینب
|